rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________



یادی از گذشته،نوستالژی، مرور خاطرات گذشته ناصر پورپیرار و بنیان اندیشی در برخوردهای متحجرانه و عقب مانده ناشی از واماندگی مدعیان


کلام ماندگار حق

جمعه 29 شهریور 1392 ساعت 11:08 ب.ظ
آب و آشوب در لانه ی حشرات ایران شناس! (۴)

برخی تذکر می دهند که کاربرد کلماتی چون «حشرات» و «بوزینگان»، در یادداشت های من، با ادبیات تبادل نظر تناسب ندارد و به بحث آکادمیک لطمه می زند. نخست این که من با کسی تبادل نظر نمی کنم و هیچ آکادمیسینی در برابر خود نمی بینم. کتاب هایی با اسناد و استدلال و عکس و سابقه و سخن، با زبان متعارف بررسی نقادانه منتشر می کنم و در برابر بوزینگانی را شاهدم که به جای پاسخ، این جا و آن جا، فقط فحاشی و دهن کجی می کنند و برای سران ایران شناسی و اربابان اورشلیمی خود معلق می زنند. وانگهی تا همین جا هم مسلم است که مخاطبان من در زمره ی متهمان به جنایت و خیانت فرهنگی به وسعت تمام تاریخ بشرند و توصیفات من هنوز محترمانه ترین خطاب و لقب برای کسانی است که به قصد ستردن رد پای کشتار و انهدام بی مقیاس و نامحدود حادثه ی پلید پوریم، اساس دانایی قومی وملی و منطقه ای ما را به اباطیلی آلوده اند که رفع و رجوع و شست و شو و جمع وجور کردن آن ها به سعی مومنانه ی لااقل یک نسل نیازمند است.

به گمانم این گروه ناصحان اخلاق مدار به عمق فاجعه پی نبرده اند و دستگیرشان نیست که از کدام کسان سخن به میان است. اگر در نظر آنان امثال آستروناخ و هرتسفلد و اشمیت و گدار و گیرشمن و نیبرگ و از این قبیل و به تبع آن ها بهار و خانلری و تفضلی و مشکور و شهبازی و شعبانی و رجبی و بی مایگان دیگری در این ردیف، هنوز قابل خطاب محترمانه اند، پس اساس این نبرد را، که جز مقابله ی دروغ و جعل و ناراستی با حقیقت و حجت و حساب کشی نام نمی گیرد، دست کم گرفته اند و از یاد برده اند که با گروهی سر و کار داریم که پنج سال پس از ارائه ی تزهای «تاملی در بنیان تاریخ ایران»، جز بی حرمتی و توطئه چینی و دعوت به سکوت و ساختن فیلم های کارتنی و برگزاری نشست ها و نمایشات روحوضی ایران شناسی، عکس العمل عالمانه ای نداشته اند. ما درست از این مسیر است که این آوازمندان قلابی و بی مقدار ایران و شرق شناسی را شناسایی و با آن ها تعیین تکلیف می کنیم. اگر دو سال پس از این که در کتاب نخست ساسانیان مطمئنا و از طریق نمایشات تصاویری جان دار و غیرقابل تردید و انکار، اثبات شد که تخت جمشید یک سایت کهن و یک زیگورات ایلامی است که به وسیله ی نیزه داران هخامنشی تصرف و تخریب شده و در قرن اخیر نیز باستان شناسان یهودی از قبیل هرتسفلد صد و پنجاه هزار متر مربع بقایای ابنیه ی در خاک پنهان مانده ی ایلامی آن محوطه را، پس از حفاری و آشکار سازی، یکسره برچیده اند، ولی یک به اصطلاح استاد تاریخ و باستان شناس دستمزد بگیر خودی، همانند شاپور شهبازی، به جای تامل در این اسناد و عکس ها، که به هویت و دیرینگی سرزمین و مردم او مربوط است و در جای مقابله با جاعلان و خراب کارانی که به نام شرق شناس هستی و هویت منطقه را بازیچه گرفته اند، در نفس های آخر زندگی هم، برای استقرار و استمرار همان جعلیات و دروغ ها آماده است که به عنوان سیاهی لشکر در یک کارتن کودکانه ی مضحک و مسخره ی سراپا بی هنری با نام بی مسمای «شکوه تخت جمشید» شرکت کند، پس خطاب های من نوش جان او و سزاوار است که بدون حرمت فرهنگی صحنه ی حیات را برای نسلی باقی بگذارد که به عرصه ی نوین زمینه سازی برای همبستگی قومی و دینی و انسانی در منطقه آماده می شوند و مصمم اند که همان شرق میانه ی کهنی را که چند هزاره پیش از ورود وحشیان هخامنشی، نگین نواندیشی و دانش و هنر و فلسفه و حکمت و زندگی جمعی مسالمت آمیز بود، از نو زنده کنند...



http://w3.naria.ir/view/5.aspx?id=20

 

 

کلام ماندگار حق

سه‌شنبه 2 مهر 1392 ساعت 11:10 ب.ظ
یکشنبه 29 آبان1384 ساعت: 22:3


با سلام به دوستان و نیز دشمنان آشکار و پنهان. عرض می کنم که بخش ساسانیان در مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران» 5 و یا 6 قسمت خواهد شد و قسمت چهارم آن در حال آماده شدن است. درباره ی گزینش دوستانه و محفلی و محاسبه شده ی چهره های ماندگار هم، که چند سالی است منبع دیگری برای حیف و میل و بلع بودجه های باد کرده شده، به طور کل قابل تشخیص است که در سده ی اخیر، در حوزه ی فرهنگی ایران، کم تر چهره ای که درخور ماندگاری شمرده شود، ظهور کرده و به همین قرار آب کفن نخشکانده از یاد زمانه پاک می شوند. مدت هاست که برای حضور در مدار ماندگاری تفاوت هایی بروز کرده و مدت هاست که تکرار کنندگان دانایی های ثبت شده را صاحب عنوان فرهنگی نمی شمرند، و حافظ و جامع جمیع علوم و فنون و مستدرکات موجود جهان را نیز، حد اکثر معلمی شایسته می دانند و نه صاحب اندیشه ای ماندگار. زیرا او مصرف کننده و مکرر کننده ی دانایی های دیگران است و خود در تولید آن ها نقش و اثری نداشته است. اینک کسی را لایق مقام ماندگاری می دانند که حرف و نظری نو بیاورد و بر سرمایه ی دانش و آگاهی موجود، حتی به قدر پول سیاهی بیافزاید. مثلا رسیدن به ارتفاع صاحب نظری و ماندگاری در ریاضیات، مستلزم غلبه بر گره ناگشوده ای در آن علم است، و نه ترجمه ی پر غلط چند کتاب ریاضی از تالیفات دیگران! چنین شخصی حد اکثر یک مترجم درجه ی سه شمرده می شود و نه چون پرویز شهریاری چهره ای ماندگار در ریاضیات!!!!؟  
 
 
 
 
 
کلام ماندگار حق
سه‌شنبه 2 مهر 1392 ساعت 11:12 ب.ظ
نویسنده: ناصر پورپیرار سه شنبه 29 آذر1384 ساعت: 8:55


حتی برخی از آنان با مسخرگی تمام مدعی شده اند که اگر پورپیرار پیدا نشده بود آن ها خیال داشتند فهم انحصاری و افتخار آفرین خود را از تاریخ ایران ارائه دهند و طبیعی است در حالی که از ناتوانی و عقب ماندگی خود دندان بر هم می سایند خروج تخم طلایی در شکم را به دوره ای دیگر موکول می کنند. به شما بگویم که مجموع این مدعیان، حتی اگر هزار نفر شوند قادر نخواهند بود هیچ حرف نوی در این زمینه عرضه کنند، دارای کم ترین نواندیشی ملی نیستند و جز تناول به تکرار تهوعات اروپایی ذائقه ی دیگری ندارند. برای نمونه من آماده ام تا انتشار جلد بعدی تحقیقات ساسانی را سالی عقب بیاندازم تا این آقایان فقط درباره ی سکه های معروف به ساسانی ابراز عقیده ی تازه ای کنند و منشا آن را بیابند. مطمئن باشید علی رغم این همه کلید که در 5 سال گذشته در اختیار آنان گذارده ام باز هم جز معرفی چهره های بی نام و نشان این سکه ها به این یا آن امپراتور قلابی ساسانی کار دیگری از آنان بر نخواهد آمد! اگر باور ندارید، بفرمایند این گوی و این میدان.  
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 
عربگری
چهارشنبه 3 مهر 1392 ساعت 06:42 ب.ظ
با سلام خدمت استاد و سایر دوستداران استاد
جناب «کلام ماندگار حق» حق با شماست
در همین راستا نیز 4 سال پیش از تمام دوستان استاد پورپیرار تقاضا کردم که جمع شویم و شبی یا روزی را به مناسبت کارهای استاد و در بزرگداشت وی گرامی بداریم و هفته ها دعوت کردم ولی تنها یکی از دوستان، آنهم از کانادا اعلام یاری و حضور در مراسم را نمود و بنده از دعوت خود شرمسار شدم هرچند که استاد نیازی به این بازیها(به قول خودشان) نداشته و ندارند
و می خواهم این درد بزرگ را جار بزنم که عموم شما دوستانی که به لطف وبلاگهای مجانی و لامکان و لامشخصات، در لاف زنی ید طولایی دارید ولی در عمل از خیل اینهمه دوستان، کمتر کسی جرأت آفتابی کردن خود را دارد تا مبادا به جرم استاد گفتن به استاد سر به نیست نشوند!
اما دکتر پرویز شهریاری نیز همانطور که گفتید از چهره های ماندگار(!) مصوب صدا و سیمای فراماسونری است و کسی که در آنجا معرفی شود تکلیفش نیز مشخص است
به جهت متخصص ریاضی بودن خودم، پرویز شهریاری را نسبتا خوب می شناسم وی مترجم کتابهای جیبی و کتابهای بازیها و سرگرمیهای ریاضی هستند و از 25 سال پیش که از ترجمه هایشان در تالیف کتب درسی استفاده شد دیگر کتابهای ریاضی پر از نقاشی های بی ربط است مثلا شما برای آموزش حل یک دستگاه ساده دو معادله دو مجهولی مجبورید داستان مصور بی ربطی را آموزش دهید که ضمن تشریح داستان، اصل مسأله نیز حتی از ذهن معلم فراموش می شود و نتیجه آن سبک آموزش ریاضی، این تورم و گرانی افسار گسیخته در اقتصاد و قفل سیاست داخلی و خارجی است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کلام ماندگار حق
چهارشنبه 3 مهر 1392 ساعت 09:45 ب.ظ
آنان بدین سبب، سراسیمه و هراسان، از ورود به مباحث بنیانی می گریزند، که از حقیقت به خوبی آگاه اند و می دانند در سرزمینی تا دوران صفویه، فاقد زیربنای تجمع و تولید، شهر و بازار و حمام و کاروان سرا و پل و بناهای حکومتی و اشرافی و دیگر نشانه های وجود و تجمل، هر گونه گفت و گو از تظاهرات فرهنگی، در قرون نخست و میانه اسلامی، از جمله و به خصوص تالیف شاه نامه، به مطایبه می ماند و درگیری با موضوع و مبحث آن، موجب رسوایی و شکست مدعیان می شود. آن ها نیک باخبرند که به طور قطع وارد کردن بازمانده های تمدن مجهول ساسانیان، به پروسه توسعه فرهنگ اسلامی، از آن قبیل که گواهانی چون ابن مقفع قرن دوم و ابن ندیم قرن چهارم برای آن تراشیده اند، جز ره نوردی در مسیر دروغ و جعل نیست، جز به همت یهودیان صورت نگرفته و جز قصد پوشاندن وسعت اثرات فاجعه بار پوریم را نداشته است، که بیست و دو قرن تجدید حیات و تمدن در این حوزه را ناممکن کرد.

گاه بر خود می بالم که جریان این تجسس را به گونه ای هدایت کرده و به کانالی فرستاده ام، که پس از هفت سال گفت و گوی محاسبه شده و گام به گام، از تریبونی محدود، اینک کسانی را آماده شنیدن این مدخل باور نکردنی می بینم که شاه نامه را به زمان صفویه نوشته اند و تمام آن قرآن هایی که با ترجمه فارسی در دارایی های قرون سوم تا دهم هجری فهرست شده، جدید نوشته هایی از دوران پس از صفوی است و به قصد القاء حضور فرهنگ فارسیان از آغاز اسلام فراهم کرده اند! زمانی که هنوز مسجدی در ایران نبوده و انحصارا با مظاهر زندگی مردمی رو به روییم که به طور پراکنده، در قلاعی فراز کوه می زیسته اند! اگر بر این سخن درخواست گواه کنید، بگویم نگارش آن قرآن های ترجمه داری را که در کتاب «فرهنگ نامه قرآنی» به اوایل قرن چهارم و یا حتی اواخر قرن سوم منتسب کرده اند، بر «کاغذ نخودی ضخیم آهار دار» می گویند، که در ایران و جهان تا سده های اخیر، هنوز تولید نمی شده است!

تمام خشم یهود و عوامل آن ها در ایران، که به صورت صدور فحش نامه ها و مجموعه اتهامات احمقانه علیه صاحب این قلم، از آن نشست مرکز گفت وگوی تمدن ها تا مطالبی که در نشریه اطلاعات سیاسی- اقتصادی در این اواخر بروز کرده، از آن است که هرگز تصور نمی کردند این مباحثات دامنه ای چنین وسیع بگیرد و دودمان شان را به باد دهد و اینک به خود لعنت می فرستند که با تاخیر به حربه ممانعت دست برده اند و خشم بیش تر آنان زمانی زبانه می کشد که هنوز نمی دانند در آینده چه مطلبی به میان خواهم کشید و کنجکاوی وادار و ناگزیرشان می کند امکان ارائه مباحث در حد همین وبلاگ را امتداد دهند و به راستی این دیدگاه درستی است که هنوز هم زمینه را آماده عرضه مداخل هوش ربایی نمی بینم که از وسعت توجه یهود به اختفای ماجرای پوریم نزد مردم جهان حکایت می کند، زیرا ارائه ی آن ها مخصوص زمانی است که گره های ذهنی آن روشن فکری اندکی بازتر شود که در یک و نیم قرن گذشته بر باورهایی لمیده که از تاروپود انواع جعلیات تاریخی بافته اند. این همان داروی تلخی است که جز اندک اندک و به مدد چند چاشنی و شیرینی، از حلقوم این ننران بی سواد بد ادای روشن فکر نما، پایین فرستاده نمی شود.

نویسنده: ناصر پورپیرار یکشنبه، ۱۷ دی ماه ۱۳۸۵ ساعت ۰۳:۰۰

http://w3.naria.ir/view/1.aspx?id=171
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کلام ماندگار حق
پنج‌شنبه 4 مهر 1392 ساعت 08:31 ب.ظ
با سلام خدمت استاد عزیز

آقای عربگری من یادم نمی آید در موردی لاف زده باشم و از این عکس العمل غیر طبیعی شما متعجبم. بنده هیچ ادعایی ندارم پس لطف کنید بیخود من را طرف خطاب قرار ندهید. بنده حقیر تنها سعی دارم با گلچین و خلاصه ای از مباحث و یادداشت های گذشته استاد و نشر آنها در این قسمت بنیان اندیشان وسعت جعل و خیانت و کثافت کاری های یهود را فراموش نکنند و مثلا در مباحث قاجاریه متوقف نمانند و به یاد آورند در گذشته چه مطالبی ارائه شده و مثلا داغ جعل کثیفی چون شاهنامه در دلشان سرد نشود و ... و مطالب گذشته استاد کهنه نشود و مرور شود.

حال منتظر بودم ببینم اولین معترض به این اقدام چه کس یا کسانی هستند تا باطن منافق خود را رو کنند. به نظر می رسد شما از این اقدام من بدجوری عصبانی هستید.

در ضمن بدانید اتفاقا بهترین و موثر ترین راه مبارزه با یهود و خدمت به بنیان اندیشی دقیقا همان مطلبی است که شما به تمسخر می گیرید یعنی نوشتن مطلب در وبلاگ های مجانی و لامکان و ... وتبلیغ و تبلیغ و تبلیغ و مکرر کردن حرف های استاد و بنیان اندیشی و نه برگزاری مراسم و بزرگداشت و ... برای استاد چون خود استاد می دانند همه ما چقدر ارادت قلبی بهش داریم و چقدر مدیونش هستیم.

خوش باشید.
پاسخ:
شرمنده می کنید.



نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ