rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________


درماندگی دانشگاه شیکاگو، پرآوازه ترین مرکز ایران شناسی-بخش چهارم

 

 

 

 

درماندگی دانشگاه شیکاگو، پرآوازه ترین مرکز ایران شناسی [1,2,3,4,5] 

 

در برابر داده های مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران»،

و پناه بردن مسئولان آن، به سند تراشی جاعلانه ی بیش تر.

(تلخیصی از فصل آخر قسمت چهارم بررسی های ساسانیان، از مجموعه ی تاملی در بنیان تاریخ ایران)

درماندگی دانشگاه شیکاگو [1]

 

 

 

 

 

 

درماندگی دانشگاه شیکاگو [4]

 زمانی خواهد رسید که مهار مدیریت فرهنگی، در سرزمین ما، به دست و اختیار چنان نیروهایی قرارگیرد، که با توان و توجه و اشتیاق لازم، به مباحث کلان ملی و در راس آن ها هویت شناسی ایرانیان وارد شوند. نیازی که با شناخت و آشنایی با دست اندر کاران کنونی، در عرصه ی فرهنگ، تا مدت های مدید، همچنان بی پاسخ خواهد ماند. گمانم بر این است، و ملاحظات و ملاقات های روزمره دائما تایید می کند که صاحبان خرد و گریختگان از چنبره ی تعصب قومی و ملی و مذهبی، به دنبال انتشار مجموعه ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران»، به همان میزان امید بازگشت به سلامت اندیشی منطقه ای، ملی و قومی را در خود زنده می بینند، که از وسعت رسوخ دروغ در ذهنیات و ادبیات موجود افسرده اند و آن کسان که به عمق فاجعه فرود کرده اند، بیش از همه نسبت به مراکز فرهنگی غرب و در صدر آن ها موسسات ایران شناسی جهانی، حسی از خشم و نفرت خاموش ناشدنی و بالاتر از آن انتقام جویی را بیدار می بینند و انتظار زمانی را می کشند که اعتراض ملی ما جهانیان را به ماهیت و بی فرهنگی مطلق حاکم بر اسلوب رفتار غرب با هستی و هویت دیگران، تا حد مامور کردن نمایندگان اعزامی خود، برای تخریب مانده های باستانی، حک کتیبه ی کهن قلابی به قصد اختراع امپراتوری بی نشان ساسانی، تدارک ابنیه ی باستانی جدید ساز، نظیر آن چه در پاسارگاد با نام کاخ های کورش ناظریم، و بالاخره نصب عکس های وصله پینه دار در سایت های کامپیوتری نو پدید، آشنا کند تا معلوم شود که گذشت زمان ذره ای تمایل به بازنگری در رفتار خیانت آمیز، نسبت به همه چیز دیگران، در غربیان به وجود نیاورده و تا زمانی که مهار این مراکز به اصطلاح دانشگاهی در اختیار اورشلیم است، همچنان به وجود نخواهد آورد.

اینک سراغ اسناد دیگری می روم تا با رفتار سفاکانه ی ماموران فاشیست مسلک اعزامی از دانشگاه شیکاگو، به محوطه های کهن ایران آشناتر شویم و آشکارتر شود که آنان تا چه حد با مانده های کهن ما، دشمنی وحشیانه و بی ترحمی کینه توزانه روا داشته اند و برای پنهان ماندن تمدن دیرینه و ممتاز خطه ی ما و نیز سرپوش گذاردن بر نسل کشی هولناک یهودیان، در ماجرای پلیدی که خود پوریم نام داده اند، تا کجا به سفاکی فرهنگی دست زده اند و چه گونه به رفتارهای چاله میدانی و اعمالی متوسل شده اند که علی رغم عناوین دانشگاهی، تعلق و تعهد و تبعیت آن ها را به اجداد «دزد دریایی» خویش مسلم و اثبات می کند.

بر فراز عکس زیر که به آدرس:

http://oi.uchicago.edu/OI/MUS/PA/IRAN/PAAI/IMAGES/PER/MSP/4F6_4.html 

  

 

 

عکس ۱. نگاهی به ارتفاعات سه گنبدان در پس زمینه ی عکس، موقعیت این آثار را، که با فاصله ی کمی از دیوار شمالی، در بیرون سکوی تخت جمشید قرار داشته است، معلوم می کند. 

 

در سایت دانشگاه شیکاگو ثبت است، نوشته اند: «ایران، تخت جمشید، استحکامات،حفاری دیوار، با نگاه از تل های کوچک سمت جنوب شرقی». دانشگاه شیکاگو بر این بقایا بدون اندک اشاره ای به صاحبان اصلی آن، که ایلامیان اند، برای گم کردن رد، نام بی معنای «استحکامات» گذارده است. با اندک دقتی، همان شکاف های فلش شکل و همان نقش محراب های مطبق را، که پیش تر در بقایای ایلامی به اصطلاح محوطه ی خزانه دیده بودیم، در دیوارهای سمت راست این تصویر هم خواهید یافت. ورودی های متعدد به درون اتاق های عزلتگاه مانند، اهمیت شناسایی دقیق این محوطه را معلوم می کرد، اگر ایران شناسان یک چشم و بی چشم و روی دانشگاه شیکاگو، اجازه ی بقا به این بقایا می دادند و تا آخرین خشت و آجر، بر نمی چیدند!

بر بالای عکس زیر هم که به آدرس:

http://oi.uchicago.edu/OI/MUS/PA/IRAN/PAAI/IMAGES/PER/MSP/4F7_4.html 

 

 

 

عکس ۲. گذرگاه و مکان های زیستی ایلامی، در محوطه ی بیرونی و نزدیک دیوار شمالی صفه ی تخت جمشید، که باستان شناسان بی پرنسیب دانشگاه شیکاگو. زائد تشخیص داده تخریب کرده و دور ریخته اند.  

 

نوشته اند: «ایران، تخت جمشید، استحکامات، گذرگاهی در شرق دیوار شمالی صفه». دزدان دریایی دانشگاه شیکاگو، که با لباس مبدل حفار و باستان شناس، به اقیانوس تمدن ایران کهن وارد شده اند، بدون هیچ رحمی، این چشم درخشان دیدار از هستی ایلامیان کهن در فارس کنونی را، از حدقه درآورده اند و درحال حاضر خاک اندازی از خاک این گذرگاه و نظایر آن را در محوطه ی شمالی خارج از صفه ی تخت جمشید باقی نگذارده اند! آیا سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی از این آثار نابود شده بی خبر است، که هنوز هم همین الواط به سیمای ایران شناس درآمده را به کشور فرا می خواند و از آن ها قدردانی می کند؟! برای مورخ مسلم است که اگر کارشناسان دانشگاه شیکاگو، قادر می شدند این بقایای آشکارا ایلامی و آن چه را در قسمت جنوب شرقی تخت جمشید قرار داشت، با هر تمهید، به هخامنشیان منتسب کنند و متعلق بدانند، اینک شاهد آرایش هر روزه ی آن ها بودیم و دچار سرنوشت انهدام نمی شدند. اما حالا سئوال این است که صرف نظر از تعلق و تملک این بقایا، به این یا آن قوم و سلسله و تمدن، بی شرفانی که به صورت باستان شناس از دانشگاه کنیسه و کلیسایی شیکاگو به ایران اعزام شده اند، با چه مجوز و به چه دلیل دست به تخریب آن ها زده اند؟!

بر بالای این عکس هم که به آدرس زیر:

http://oi.uchicago.edu/OI/MUS/PA/IRAN/PAAI/IMAGES/PER/MSP/4G5_4.html

 

 

 

عکس ۳. با نگاهی به ارتفاعات سه گنبدان در پس زمینه ی عکس، و جاده ی قدیم شیراز - اصفهان، که پیش تر از کنار بقایای تخت جمشید می گذشت، معلوم می شود که این محوطه ی گورستانی درست در کنار آن بقایای ایلامی قرار داشته است، که در تصویرهای بالا عرضه شد. از این جاده هنوز هم به عنوان راه فرعی ورود به تخت جمشید از سمت شرق، استفاده می شود.

 

نوشته اند: «ایران، تخت جمشید، گورستانی باز در تخت جمشید، نزدیک راه اصلی اصفهان شیراز». این آغاز باز شکافی محوطه ای در کنار دیوار شمالی تخت جمشید و درست ملحق به آن بقایای ابنیه ی ایلامی است، که پیش تر تصاویری از آن ها عرضه شد. هیچ گزارشی از این عملیات ارائه و یافت نشده تا معلوم شود این حفاری بر مبنای کدام مجوز، در چهارچوب چه توافق و به وسیله کدام کارشناس و سرپرست حفاری انجام شده و نمی دانیم انتخاب این محوطه ی باز ظاهرا بدون عوارض برای حفاری و پیش تشخیص آن به عنوان یک گورستان، بر اساس کدام اطلاعات و گمانه صورت گرفته، ولی تعقیب تصاویر آن ما را به این برداشت نزدیک می کند که کار روی این گورستان نیز، هدفی جز مخفی کردن تعلق پیشین منطقه ی تخت جمشید به زیگوراتی از امپراتوری وسیع ایلام نداشته است. آن ها با جست و جوی سمج اطراف تخت جمشید کوشیده اند تا با یافتن و انهدام هر نشانه ایلامی، و در مواردی نیز آثار یونانی، کوچک ترین مزاحمی برای توهم امپراتوری هخامنشی باقی نگذارند.

در بالای این عکس هم که به آدرس زیر:

http://oi.uchicago.edu/OI/MUS/PA/IRAN/PAAI/IMAGES/PER/MSP/4G6_4.html 

 

 

 

عکس ۴. بخشی از تابوت های سفالی، که هر تردیدی برای تعلق این گورستان به ایلامیان را برطرف می کند. تابوت هایی که نظایر آن را در دیگر محوطه های ایلامی و به وفور در شوش یافته ایم. 

 

در سایت دانشگاه شیکاگو ثبت است، نوشته اند: «ایران، تخت جمشید، گورستانی در تخت جمشید، گروهی از قبور قسمت شمالی». تذکر دانشگاه شیکاگو به این یافته ها در بخش شمالی گورستان ایلامی بیرون از محوطه ی تخت جمشید، توجه به عوارض زمین های اطراف و نیز قدمت و کثرت بی تردید از حضور مجتمع های زیستی درحوالی زیگورات کهن ایلامی در تخت جمشید، معلوم می کند که گرچه در این عکس ها نمونه های مختصری از حفریات در این گورستان ارائه می شود، اما طبیعی است تصور کنیم که این گورستان دایره ی بزرگی در دوسوی جاده ی شیراز - اصفهان را، بر مبنای عوارض آن در عکس، در بر می گرفته است. آن چه در این تصاویر می تواند توجه محقق را جلب کند، سمت قرار گرفتن یکسان تابوت ها و نیز تدفین در فاصله ی نزدیک به سطح زمین است، که به نیم قد آدمی نیز نمی رسد. زیرا از آن که این تابوت ها پیوسته دارای درپوش سفالی محافظ بوده، بیم دسترسی حیوانات به جنازه، به خاطر دفن در عمق اندک را، منتفی می کرده است.

در این تصویر نیز که به آدرس زیر:

http://oi.uchicago.edu/OI/MUS/PA/IRAN/PAAI/IMAGES/PER/MSP/4G7_4.html

 

 

 

 

عکس ۵. تعداد دیگری از تابوت های یافت شده در بخش شمال شرقی گورستان ایلامی بیرون از محوطه ی تخت جمشید. 

 

نوشته اند: «ایران، تخت جمشید، گورستانی در تخت جمشید، گروه دیگری از قبور قسمت شمال شرقی گورستان». توجه کنیم که هرگز تابوت های سفالی ایلامیان از اشیاء مورد علاقه ی میت تهی نبوده، به طور معمول، این تابوت ها حاوی نمونه های ارزشمندی از ادوات مصرفی، زیور آلات ارزشمند و نیز مظاهر ایمانی و دینی مرده بوده است، که در این تصاویر اثری از آن ها پیدا نیست!!! درعین حال بنا بر نمونه های یافت شده در شوش، تمام این تابوت ها باید که با درپوش سفالی پوشانده شده باشد، که در عکس هیچ تابوتی را با درپوش نمی بینیم. اصرار دانشگاه شیکاگو در مخفی نگهداشتن ظاهر این درپوش ها، بی تردید علتی جز وجود نقشی آشکارا ایلامی بر آن ها نداشته است. آن دشواری که پس از پیدا شدن این تابوت ها برای حقه بازان در سیمای کارشناس و باستان شناس دانشگاه شیکاگو پدید آمده، به سهولت قابل درک است. زیرا بخشیدن و متعلق دانستن این تابوت ها به هخامنشیان، به جهات متعدد و به ویژه ادعای پیشین آن ها در زردشتی شمردن هخامنشیان، ممکن نبوده و توضیح قابل درکی نیز برای وجود این آثار ایلامی در اطراف تخت جمشید نداشته اند. بدین ترتیب به ترین راه خلاص کردن خود از این بقایا را، سرقت اشیاء داخلی تابوت ها، انتقال مخفیانه و دزدانه برخی از شواهد آن به اروپا، و انهدام کامل دیگر مانده های این قبرستان یافته اند!!!

و بالاخره در این عکس هم که به آدرس زیر:

http://oi.uchicago.edu/OI/MUS/PA/IRAN/PAAI/IMAGES/PER/MSP/4G8_4.html

 

  

 

نوشته اند: «ایران، تخت جمشید، گورستانی در تخت جمشید، نمای نزدیک یکی از تابوت ها، با درپوش برداشته شده». این تصویر پایانی از تراژدی دنباله داری است که تجاوزات کهن یهود و عوامل فنی معاصر آنان در دانشگاه های کنیسه و کلیسایی غرب، بر مردم ممتاز شرق میانه روا داشته اند. آن ها پیشینیان و اجداد و اقوام کهن ایران را در قتل عام پوریم تا آخرین جنبنده نابود کردند و صد سال است که بی مایگان ول گرد مامور آنان، با عناوین کارشناس و باستان شناس دانشگاه های غربی، و متاسفانه با کمک و همراهی و همرایی گروهی خود فروخته ی خودی، مشغول نابود سازی علائم حضور متمدنانه ی آن پیشینیان و اقوام اند. آیا سرانجام چه کس و در چه زمان شجاعت و شعور آن را خواهد داشت که ادعا نامه ی ملی ما را، علیه تجاوزات شرم آور و آشکار دانشگاه های غربی، به تاریخ و میراث و هویت ایرانیان، صادر کند؟!

بدین ترتیب این گورستان معدوم شده ی ایلامی، درست بیرون از دیوار شمالی تخت جمشید، مستند محکم دیگری بر این مدخل شمرده می شود که پیش تر درباره ی ایلامی بودن سکوی تخت جمشید در قسمت اول بررسی های ساسانی عرضه کرده بودم. (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در یکشنبه نهم بهمن 1384 و ساعت 9:44

 

 

 

 

 

 

 

 

درماندگی دانشگاه شیکاگو [1] 


درماندگی دانشگاه شیکاگو [2] 


درماندگی دانشگاه شیکاگو [3] 


درماندگی دانشگاه شیکاگو [4] 


درماندگی دانشگاه شیکاگو [5] 


 

 

 

 

نمایش بد طراحی شده لوحه های ایلامی تخت جمشید-بی وطن بودن یهودیان

  

هواخوری12،باستان شناسی جعل-«دروغی که بزرگ شد»اسکار وایت موسکارلا 

 

 

ملا نصرالدین هایی در کار معرفی تمدن ایران باستان!!! بخش اول (بررسی اصالت نامگذاری "خلیج فارس" یا "خلیج العربی" بر خلیج واقع در جنوب ایران) 

 

 

عرفان، تصوف، صوفیگری، درویشیگری درویشان، توطئه یهودیان و آنوسیان 
  
  خاطرات هاخام(خاخام)  یدیدیا شوفط(شوفیط)و فرقه سازی یهودیان آنوسی
  
  تحریف قرآن؛نظر آقای پورپیرار در باب اصالت متن فعلی قرآن 
 
 در مورد جهود آنوسی(یهودیان متظاهر به اسلام)و مارانوسی(به مسیحیت)

  

 مقاله بی نظیر و شاهکار ░▒▓۩  مشرکین نجس اند! ۩▓▒░  مقدمه کتاب اسلام و شمشیر آقای ناصر پورپیرار  

 

تجدید رابطه با مردم به جای آمریکا (روابط ایران با آمریکا و مردم) 

 

حربه ی خوش دست حقوق بشر !!! 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ