rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________


حدود دروغپردازی در تاریخ ایران

سلام و یادداشت برای آقایان حامد و قولو.

 

کتابی در دست چاپ دارم به نام «عرب ستیزی در ادبیات معاصر ایران». در این کتاب کبیر به درستی معلوم می شود که یهودیان تا چه سطح گسترده و برجسته ای در اندیشه صاحب نامان صد ساله ی اخیر ایران تخریب کرده اند و چه طور بر اثر ضربه های این تخریب، بدنه ی ملی ما نیز آسیب دیده است. در آن جا معلوم می شود که ادعاهای تمدن ایران پیش از اسلام، تا چه اندازه ساختگی است و معلوم می شود این افسانه ها در اصل هیچ نیست مگر حمله به پیامبر و تولید کینه نسبت به عرب، آن هم فقط به این بهانه که حاملین اسلام عقب مانده به ایران بوده اند!!! من به راستی قادر نیستم تمام زوایای توطئه ی کلیسا وکنیسه را، در تولید اسناد دروغین ضد عرب و اسلام در قرن اخیر ، عیان کنم، کاری است محال و درست در همان عمق و مقداری است که ۱۰۰۰ سال پیش موجب شد که شرق جهان اسلام از غرب آن جدا شود و ایرانیان و ترک ها بزرگ ترین آسیب فرهنگی و هویتی را در رد زبان عرب، متحمل شوند. در آن کتاب در عین حال به وضوح عریان می شود که درست به علت تزریق ویروس بزرگ انگاری های بی بنیان و تصوری در اندیشه و اندام ایرانیان، اینک هیچ تعریف شناخته و پذیرفته شده ای از بنیان هویت ایرانیان در دست نداریم و  بحران هویت در این جا تا سطحی گسترده است که می توان گفت  هر ایرانی در این باره تصور منفردی دارد!

از جمله ی این خراب کاری های ضد تاریخی، موضوع حیات و حضور هخامنشیان و ظهور و طلوع اسکندر در شرق میانه است. اگر بتوانیم مختصری از تاثیر تاریخی حمله ی اسکندر به شرق میانه را هم بیان کنیم، معلوم کرده ایم که نفرت از هخامنشیان در منطقه ی ما تا چه اندازه وسیع و تا چه حد عمیق بوده است تا جایی که قرآن، یعنی برجسته ترین سند هستی و هویت و نمایان ترین نمودار دانایی در شرق میانه نیز، به وسعت تنفر از هخامنشیان و اهمیت حضور اسکندر در بازسازی هستی پامال شده ی بومیان و ملت های متعددی در این منطقه اشاره کرده است. برای دریافت اندکی از پهنای این نفرت، کافی است توجه کنیم که تا ۱۰۰ سال پیش و به درازای ۲۲۰۰ سال هیچ مدرک بومی و ملی و منطقه ای و به هیچ صورتی از حضور قریب دو قرنه و نیمه ی هخامنشیان یاد نکرده است و مورخین صدر اسلام و حتی شاهنامه نیز نتوانسته ردی از ذکر آنان در افواه و در یادگارهای تاریخی بیابند. حالا در نظر بگیریم که بازسازان هخامنشیان در دوران جدید، یعنی یهودیان، که میزبانان اصلی وکهن آنان در میان ما بوده اند، تا چه اندازه به اهمیت این اشاره آشکار و روشنگر قرآن وقوف داشته اند که درست همزمان با برآوردن مجدد آن نام ها و یادگارها، فراموش نکرده اند که، علی رغم صد ها سند که در طول زمان ذوالقرنین را اسکندر شناخته و او را ستوده است، بکوشند در این اشاره ی محکم قرآنی نیز در دوران اخیر دست برند، خلط مبحث بیافرینند و ذهن خام و خرد شده ی ایرانیان را با کمک عظمت طلبانی که در میان شان متاسفانه آیات عظام و مفسران کبیر قرآن نیز یافت می شود، به این سو منحرف کنند که منظور قرآن نه اسکندر که کورش بوده است!!!

قصد من از اطاله این بود که از روی این اسناد شاید بتوانیم به پهنای باور نکردنی توحش هخامنشی در شرق میانه آشنا شویم که مساحی درست آن، چندین سال تحقیق نوین تاریخی و همت گروهی را طلب می کند. آن گاه معلوم خواهد شد که چرا این لقب پارسه را به آنان بخشیده اند و چرا صدای سگ درنده ی حمله ور را صدای پارس خوانده اند؟

در مورد کار بر روی ساسانیان نیز قضیه از همین قرار است. به اجمال بگویم که سطری سند درست درباره آنان نداریم و حکایت شان، به تمامی و بارها بد تر از موضوع اشکانیان، جعل کامل است. اثبات این مطلب که به اخراج کامل شاهنامه به عنوان سند تاریخ و هویت ایرانیان و به هو شدن و تمسخر دانشگاه های غربی و به طور کلی شرق شناسی و شرق شناسان، ایران شناسی و ایران شناسان و اسلام شناسی و اسلام شناسان خواهد کشید، از آن جا که تمام یافته های آن به کلی نوین است، به کار بیش تری محتاج است، هرچند که اندکی از این تاخیر آگاهانه است تا گفت و گوی بیش تر از اشکانیان جدید، فضای مناسب تری برای پذیرش تاریخ نوین ساسانیان بسازد. راستی حامد می بینی که سازندگان و تحویل گیرندگان دروغ های امپراتوری اشکانی، چه گونه در برابر بخش دوم کتاب ۱۲ قرن سکوت، چنان که مادرزاد بی زبان بوده باشند، لال مانده اند؟!!! و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر. 
         
+ نوشته شده در شنبه، 25 مرداد، 1382 ساعت 6:46 توسط ناصر پورپیرار 

 

 http://wwww.naria.ir/view/1.aspx?id=338

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ