rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________


اولویت یحث در باب پوریم

یادداشت برای آقای حامد

      معتقدات مذهبی ـ و نه دینی ـ کاربرد تاریخی ندارد و به عنوان سند برای مورخ قابل عرضه و استفاده نیست . مثلا نگاه و نظر شیعه به حادثۀ کربلا ، با نگاه و نظر مورخ از بیخ و بن متفاوت است . اولی از علائق مذهبی مایه و مطلب می‌گیرد و آن دیگری به دنبال اثبات و یا رد تاریخی آن است . در این میان محرک مورخ حقانیت امام حسین و یا یزید نیست ؛ مورخ پیشاپیش باید از وقوع چنین رخدادی بطور مستند مطمئن شود و در صورت اشراف ، به علل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی بروز آن بپردازد . در حال حاضر که هر مصیبت خوانی برای خود یک عاشورا و کربلای جداگانه دارد و شرح نخستین آن نیز در تاریخ طبری لااقل به ۱5۰ صورت مختلف بیان شده ؛ مورخ ناگزیر است که تمام این داده‌ ها را نامطمئن بیانگارد ؛ زیرا دلیلی برای گزینش یکی بر دیگری ندارد .
      همینطور است مسأله‌ی ثقیفه که شیعه اساس اختلاف و ادعاءهای خود را بر آن قرار می‌ دهد و رخداد آنرا بی‌ تردید می‌پندارد ؛ اما نظر مورخ دربارۀ ثقیفه چیز دیگری است و تنها پاسخ ممکن و معقول او این است که : در این باره اسناد تاریخی همزمان و معتبر بدست نیامده است . با این همه من این بحث را بیهوده ، غیر ضرور و انحرافی می‌بینم و نسبت به ظهور ناگهانی آن بدگمانم . حضورا هم به شما گفتم که در حال حاضر هیچ مباحثه و گفتگوئی بر حساب کشی پوریم مقدم نیست و تمام مطالب مطروحه در هر موضوعی که به تاریخ شرق میانه و ایران و اسلام مربوط شود ؛ آنگاه وضوح لازم را خواهد یافت که ما وسعت آسیب وارد آمده بر تمدن شرق میانه را در اثر اقدام پلید پوریم ارزیابی و شناسائی کنیم .
      اگر بنا بر ادعاءها و داده‌ ها و مستندات من معلوم شود که پوریم حتی ادامۀ حیات را در منطقۀ ما ناممکن کرده و تا طلوع اسلام در سراسر شرق میانه زن و مردی باقی نمانده است که تولید مثل کنند و حتی ساخت یک سفال سادۀ معیوب نیز تا قرن دوم هجری برای صنعت نو پای مسلمین میسر نبوده ؛ آنگاه داستان شمشیرکشی‌ های داخلی در میان نخستین گروه مسلمین را ، جز تدارک قصه هائی برای پریشان‌ سازی معتقدات و اعراض از‌ اصول و‌ مسلمات و‌ تأکیدات قرآنی نزد مؤمنین اولیه ارزیابی نمی‌شود و حاصلی جز این بدست نمی‌ دهد که آموزه‌های اسلام و تلاش های پیامبر عظیم ‌الشأن جز تغییراتی در پوسته‌ و ظاهر مسلمین نخستین بوجود نیاورده ؛ که بیانی است مورد علاقه و توجۀ دشمنان اسلام و در صدر آنها یهودیان .
      هر زمان که مباحث بنیانی در شناخت عمیق دیرینه و دخالت یهود در مجموعۀ « تأملی در بنیان تاریخ ایران » ، که حالا به سطح تاریخ شرق میانه گسترش یافته مطرح می‌شود ؛ گروهی می‌کوشند که با ایجاد اغتشاش و طرح مسائل فرعی ، بحث روشنگر اصلی را منحرف و یا لااقل کم ‌اثر کنند و آنگاه که چنین کوششی از جانبی صورت می گیرد که نمی‌توان به بد‌فهمی و درک ضعیف متهم کرد ؛ صورت تازه ‌ای از شک و بی ‌اعتمادی بروز می‌کند که سازنده نیست .
      حالا و با این تذکر صورت مسأله را دوباره مرور می‌کنم : چنانکه شواهد باستان شناسی و قرائن تولید و تمدن و تجمع و نیز اعترافات تورات بیان می‌کند ؛ در مرحله‌ ای از آغاز دورۀ تسلط مهاجمین هخامنشی ، آنگاه که شیوه ‌های متعارف مقابله بی ‌اثر می‌ماند ؛ یهودیان به ‌کمک نظامیان و نیزه ‌داران هخامنشی و به عنوان آخرین شگرد سرکوب قطعی مقاومت منطقه ‌ای ، در‌ یورشی برنامه ریزی شده ، ابتدا زیربنای استقرار سی‌ قوم و‌ ملت شرق میانه را تخریب و سپس تا آخرین نفوس زندۀ قابل شناسائی و در دسترس را قتل‌ عام کرده ‌اند . یافته‌ های کنونی من ، که برای نخستین بار برای بررسی به جامعۀ بشری و بویژه مسلمین شرق میانه عرضه می‌شود ؛ توجه می‌ دهد که گستردگی این آدم‌ کشی کینه‌ توزانه به حدی بوده که تا ظهور اسلام هیچ نشانه‌ای از حیات جمعی و تظاهری از بروز تمدن و تولید در محدوده‌ ای نیافته‌ایم که تصفیۀ پوریم در آن صورت گرفته است و اسلام نخستین ندای تجدید حیات در حیطه و حوزه ای است که ماجرای پوریم آنرا به قبرستانی سراسری و فرو ‌رفته در سکوتی کامل بدل کرده بود .
      سپس به عنوان پشتوانه‌ و همراه این تز تازۀ تاریخی مدعی شدم که تمام دست مایه‌ های صنعتی ، هنری ، تولیدی و فنی و تمام مظاهر زندگی جمعی و از جمله ابنیه و آثار ، به استثنای نشانه ‌های حضور کلنی‌ های مهاجر یونانی ، که از حضور و تجمع آدمی در این یا آن نقطۀ شرق میانه حکایت می‌کند ؛ جز دو تاریخ ساخت ندارد : یا متعلق به پیش از پوریم و یا تولید شده در قرون پس از اسلام است و برای استحکام بخشیدن باز هم بیشتر مطلب ، دعوت کردم که به بررسی نخستین دست مایه ‌های تولیدگر مسلمان برویم که در تمام زمینه ‌ها از آغازی دوباره در آموختن روش ‌های تولید سخن می‌گوید و بدین نشانه‌ ها نتیجه گرفتم که تا پیش از ظهور اسلام ، کمترین اثری از تحرک تاریخی و تولیدی در شرق میانه پدیدار نیست و سازندگان ماجراهای اشکانیان و ساسانیان و زردشت و مزدک و خط پهلوی و برپا کنندگان هیاهوی جنگ‌ های دراز مدت ایران و روم ، جز مخفی کردن اثرات پوریم و پر کردن آن چالۀ عظیم ناشی از آدم‌ کشی یهودیان و پاک کردن رد‌پای بر‌ باد ‌دهندگان هستی نخستین مرکز دانش و هنر و فرهنگ و تولید جهان ، هدفی نداشته ‌اند . ارائۀ این تصویر تازه از سرنوشت کهن مردم منطقۀ ما ، آنگاه که تا کنون کمترین تصوری دربارۀ آن موجود نبوده و تمام افسانه های کنونی علیه آن گواهی داده ؛ به میزان زیاد بر بهت‌ زدگی و ناباوری ناشی از مطالعات جدید در تاریخ شرق میانه دامن زده است . اما مسلم است که در حالت کنونی و پیش از ورود به هرگونه مبحثی دربارۀ تاریخ و تمدن شرق میانۀ پس از پوریم ، و یا تاریخ و تمدن اسلام ، نخست باید تکلیف درستی و یا نادرستی این دادۀ جدید دوران ساز را تعیین کنیم . یا باید معلوم شود که ماجرای پوریم و درست با همان عوارض تاریخی و تمدنی که من ارزیابی کرده ام ؛ رخ داده است ؛ یا برای سکوت دراز مدت و ۱۲ قرنۀ حاکم بر این خطه موجب و عامل دیگری در تاریخ جستجو کنیم و یا حتی برقراری چنین سکوتی را با ارائۀ نشانه‌ های تحرک تاریخی منکر شویم . بطور قطع پیش از تعیین تکلیف با حادثۀ تعیین کننده و تأثیرگذار پوریم ، هر سخنی در هر مبحث و موضوعی از تاریخ شرق میانه ، پیش و پس از اسلام ، جز سرگرم کردن خویش به افسانه‌هائی موهوم نیست . زیرا اگر خالی شدن شرق میانه از حضور سادۀ آدمی در اثر وسعت و سبعیت بکار رفته در اقدام پوریم اثبات شود ؛ آنگاه باید از خود بپرسیم آنانکه این همه سرمایۀ فرهنگی و مادی برای پوشاندن آن ماجرای هولناک بشری بکار‌برده‌اند ؛ پس در تصورات ما نسبت به اسلام ، که موجب تنفر آنها است و در ایجاد اختلاف و شکاف بین مسلمین ، بکارگیری چه شگردهائی را مجاز دانسته‌اند ؟
      حالا امیدوارم دیگر کسی از شنیدن نبود زردشت و ساسانیان و نبرد قادسیه و حادثۀ عباسیان در خراسان و هزاران افسانۀ همتراز با یکدیگر ، دچار شوک احساسی و اطلاعاتی نشود ؛ سؤال‌های انحرافی ندهد و فراموش نکند که مقدم بر همه باید تکلیف تاریخی پوریم را مشخص کرد که یهودیان مصممند به هر بهاء و بهانه‌ای از پرداختن به آن جلوگیری کنند . بی ‌تردید طفره رفتن از این بررسی که نیاز مبرم و بهترین ابزار باز گرداندن همبستگی اسلامی است ؛ از جانب هرکسی که اعمال شود ؛ چه روشنفکری ، چه حوزه‌ها و یا مقامات سیاسی و دولتی و فرهنگی رسمی ، جز خدمت به یهودیان معنی نمی‌گیرد . و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر .

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار 

 

 http://wwww.naria.ir/view/1.aspx?id=544

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ