rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________


دزدی ادبی مطالب

زمزمه‌ی زیرلبی ؟!!!!

در سایت میراث فرهنگی، مصاحبه‌ی آقای دکتر سید محمد صادق سجادی «دبیر شورای عالی علمی دایره المعارف بزرگ اسلامی» با عنوان «تداخل سیاست و فرهنگ بزرگ‌ترین دشمن رشد فرهنگی و علمی» آمده بود. می‌خواهم ابتدا شما را با یکی از پرسش‌های این مصاحبه و پاسخ آن آشنا کنم:

«سئوال: با در نظر گرفتن این که طی چند سال اخیر تردیدهای بنیادینی در مورد صحت اعتبار بعضی از منابع اصلی تاریخ اسلام و ایران در قرون اولیه هجری، که مآخذ اصلی نگارش بعضی از مقالات دایرة المعارف اسلام هستند، مطرح شده است، نظر شما به عنوان یک متخصص تاریخ اسلام و ایران درباره منابع تاریخی آن دوره چیست؟ 

جواب: به نظر من که سالیان درازی است که در این زمینه ها فعال بوده و قلم زده ام، قسمت اعظم اطلاعات تاریخی موجود درباره وقایع، رجال و تحولات تاریخی در حقیقت می باید، ‌دگرگون شوند. دیدگاه های امروز به هیچ وجه نتیجه گیری های سابق و حتی نتایج تحقیقات دهه های اخیر را نمی پذیرد. امروزه دیدگاه ها و نوع نگاه به تاریخ و نوع استفاده از مواد تاریخی کاملا تغییر کرده است. برای ما دیگر طبری، بلاذری، ابن اثیر و سایر راویان تاریخ، مورخان درجه اولی که تمام گفته هایشان را بدون چون و چرا بپذیریم، نیستند. بدین لحاظ می باید دیدگاه های تاریخی موجود درباره حوادث، مسایل و رجال صدر اسلام و کل دوره اسلامی را متحول کنیم. تحقیقات جدید نشان می دهند بسیاری از اطلاعات تاریخی که تاکنون حقیقت مطلق فرض می شده اند، قابل رد و بررسی دوباره هستند. از این رو در حال حاضر اطلاعات تاریخی مندرج در کتب قدیم به عنوان تنها اطلاعات دست اول برای ما محسوب نمی شوند. تاریخ را امروزه می باید بر اساس حرکت های مردم سنجید، یعنی نتایج عملی آن را در تاریخ اجتماعی پیگیری کرد. در واقع یکی از فقر های ما در باب تاریخ اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام، فقدان توجه نویسندگان و مورخان قدیم به اوضاع و احوال مردم است. به همین دلیل باید با زحمت و رنج فراوان در میان انبوه آثار تاریخی، اطلاعات اندکی را درباره وضعیت واقعی زندگی مردم به دست آورد. تواریخ قدیم غالبا مشتمل بر شرح جنگ ها و رفتارهای شاهان، امرا و وزرا هستند و به مردم توجه چندانی نکرده اند. در حالی که یک حادثه تاریخی را تنها نمی توان از دید فرمانروای آن دوره نگاه کرد، بلکه باید از دیدگاه مردم نیز آن را بررسی و تاثیرات سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اش را بر جامعه تحلیل کرد. اما متاسفانه تواریخ اسلامی مقدار بسیار اندکی به دیدگاه های مردم توجه داشته اند. لذا مورخ امروزی باید علاوه بر اسناد مکتوب از مدارک غیر مکتوب هم استفاده و سعی کند ذهنیت و اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی غالب بر دوره مورد تحقیق خود را به دست بیاورد تا شاید از این طریق بتواند با مقایسه این نتایج با روایت های سرد و گنگ تاریخی،‌ فرضیات تازه ای را با حدس و گمان مطرح کند.
یک مشکل دیگر، علاوه بر پیش داوری محققان، دوگانگی دیدگاه یک مورخ و یا به عبارت بهتر یک شبه مورخ نسبت به حوادث تاریخی براساس یک منبع است. یعنی اینکه یک محقق معاصر روایت های تاریخی مثلا طبری را در مورد یک واقعه به طور کامل مردود می شمارد، اما روایت های همین طبری را درباره یک واقعه دیگر که نظر او را تامین می کند، به طور دربست می پذیرد و دیگر توجهی به اسناد و شواهد مغایر نمی کند. این دوگانگی در رجوع به منابع اصلی تاریخ که متاسفانه در میان محققان معاصر ما رواج دارد، تحقیقات تاریخی را در ایران با معضلات متعددی مواجه کرده است. به عبارتی تداخل سیاست و فرهنگ و تحقیقات علمی با یکدیگر در ایران باعث شده است که محققین و مورخین واقعی به دلیل نبود فضای مناسب کمتر جرات داشته باشند تا نتایج حقیقی تحقیقات و بررسی های خود را عرضه کنند. این موضوع بزرگترین دشمن رشد فرهنگی و علمی است، زیرا در نتیجه عدم عرضه نتایج تحقیقات واقعی، اطلاع از واقعیت به تاخیر می افتد و تحقیقات تاریخی از رشد باز می مانند. به همین دلیل بعضی از آثار تاریخی ایرانیان نسبت به آثار تحقیقی کشورهای همسایه اعم از ترکیه،‌ کشورهای عربی و کشورهای آسیای مرکزی از سطح پایین تری برخوردارند. ضمن آنکه بعضی از کشورهای همسایه غربی ایران تاریخ و گذشته چندانی ندارند و حتی کشورهای تازه پدید آمده ای هستند که بعضا بخش عظیمی از تاریخ ایران را جزو تاریخ خودشان قلمداد کردند و صدها واقعه تاریخی برای خودشان تدارک دیدند».


بدین ترتیب معلوم می‌شود که سئوال کننده با خبر است که تردید‌های جدی و بنیادین درباره ی صحت و اصالت اصلی‌ترین منابع شناخت فرهنگ و تاریخ ایران و اسلام در «چند ساله ی اخیر» پدید آمده است، اما به ملاحظاتی نمی‌تواند و یا نمی‌خواهد به صراحت بیان کند که این تردید های جدی و بنیانی برای نخستین بار در کتاب های «تاملی در بنیان تاریخ ایران» و به خصوص در بخش «پلی برگذشته»‌ ‌‌های این مجموعه ارائه شده است.

در عین حال پاسخ دهنده نیز نیک می‌داند که  «قسمت اعظم اطلاعات تاریخی در حقیقت می‌باید دگرگون شوند»، می‌داند که «طبری، بلاذری، ابن اثیر و سایر راویان تاریخ، مورخان درجه اولی که تمام گفته هایشان را بدون چون و چرا بپذیریم، نیستند» و می‌داند که ضروری است «دیدگاه های تاریخی موجود درباره حوادث، مسایل و رجال صدر اسلام و کل دوره اسلامی را متحول کنیم»، می داند که «تحقیقات جدید نشان می دهند بسیاری از اطلاعات تاریخی که تاکنون حقیقت مطلق فرض می شده اند، قابل رد و بررسی دوباره هستند» و بالاخره می‌داند که «در حال حاضر اطلاعات تاریخی مندرج در کتب قدیم به عنوان تنها اطلاعات دست اول محسوب نمی شوند»، اما در عین حال نه فقط به منبع و مرکز اشاره به این نیازهای نوین در بررسی تاریخ و فرهنگ ایران و اسلام و به منبع نخستین این «تحقیقات جدید» یعنی مجموعه‌ی «تاملی در بنیان تاریخ ایران» اشاره ای نمی‌کند، بل هنوز هم به عنوان «دبیر شورای عالی علمی دایره المعارف بزرگ اسلامی» شاهد و ناظر انتشار مجلدات جدید دائره المعارف با همان منابع کهنه و پوسیده و جعل شده و منحرف و مقصر و غالبا یهود ساخته‌ی پیشین است و نگفته پیداست که خود در انتشار داده‌های این منابع نامطمئن اگر نه مقصر، لااقل موثر بوده است. به گمان من باید بار دیگر سخن خودشان را در برابر دیدگان‌شان قرار داد که: «تداخل سیاست و فرهنگ بزرگ‌ترین دشمن رشد فرهنگی و علمی» است.  

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ