rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________


دوازده قرن سکوت

مقدمه ای بر دوازده قرن سکوت

برای پی بردن به معنا و محتوای نام گذاری دوازده قرن سکوت بر دوران میان ظهور هخامنشیان تا ظهور اسلام دو راه بسیار ساده ، موثر و آسان وجود دارد؛ راه نخست رجوع به موزه هاست. همه می توانند از این پس ، هنگام دیدار از موزه هایی که آثارایرانی را نگه می دارند ، د رسرتاسر ایران و جهان ، مقایسه ای صورت دهند میان کمیت و کیفیت آثار مربوط به دوران پیش از هخامنشیان و آثار مربوط به دوران پس از ظهور هخامنشیان تا پایان ساسانیان ، و سپس آثار مربوط به دوران اسلامی ، تا ببینند تمام موزه های ایران و جهان از اشیاء و آثار تمدن های ایران پیش از هخامنشیان و ایران پس از اسلام مملو هستند و از اشیاء و آثار مربوط به دوران بعد از هخامنشیان تا پایان ساسانیان تهی!!! و تعداد و کیفیت آثار تمام نشدنی ایران پیش از هخامنشی اقیانوسی است که آثار پس از آن تا پیش از اسلام ، در برابر آن به کاسه ای از آب می مانند! ایرانیان و مردم شرق میانه در دوران پیش از ظهور هخامنشیان صاحب اقیانوس هایی از تمدن هستند که یک نمونه تازه و به تصادف کشف شده آن را در منطقه جیرفت همه شاهد بودیم.( ر.ش به نخستین یادداشت این وبلاگ) و دیدیم که یک شی از این مجموعه غارت شده ، طبق قول دکتر مجید زاده ( در سایت chn.ir ) با قیمتی در حدود 150 میلیون تومان ، وبرای جلوگیری از باز پس گیری حقوقی با نام اشیاء آسیایی به فروش رفت!

یک نگاه سطحی به گزارش های باستان شناسی و کتاب های مربوط به باستان شناسی ایران و اخبار کشفیات رسمی و غیر رسمی آثار باستانی در روزنامه ها به وضوح نشان می دهد که در هر نقطه ایران که کلنگی به زمین بخورد یک تمدن ناشناخته و شکوفای پیش از هخامنشی آشکار می شود. از آن ادوار تمدن های درخشان و بسیار پیشرفته ای کشف شده اند که فی المثل نشان می دهند ایرانیان در 5 الی 6 هزار سال پیش (!!!) کوره ذوب فلز و شیشه به مفهوم امروزین ، در مناطق سیلک کاشان و اریسمان اصفهان داشته اند. تنها تصور کنید که انسان های 5 یا 6 هزار سال پیش می باید به چه میزان از رشد فنی ، در اثر زندگی هزاران ساله در جغرافیای ایران رسیده باشند که بتوانند بدون در اختیار داشتن علم و تکنولوژی کنونی ، جنس سنگ و خاک و فلز را بشناسند و فن ذوب فلزات را ابداع کرده باشند ، تا بتوانند به ریخته گری دست یابند!

همچنان که لویی واندنبرگ در کتاب باستان شناسی ایران باستان (ص 134 ) می گوید: « اگر دوران های مختلف تمدن ایران را از نظر بگذرانیم از اهمیت تمدن پیش از تاریخ این سرزمین در حیرت فرو می رویم » ، در سراسر ایران از دوران پیش از هخامنشیان صدها تل باستانی وجود دارد که بسیار و بسیاری از آن ها هنوز حفاری نشده و در تیول حفاران غیر مجاز و قاچاقچیان اشیاء عتیقه قرار دارند. باستان پرستان و اساتید جاعل غربی شان برای نشان دادن تمدن درخشان !!! دوره هخامنشیان ، از فرط تهی دستی تنها به تخت جمشید رجوع می کنند و در این باره که تخت جمشید سمبل و هنر بومیان ایران پیش از هخامنشی است ، خود را به نادانی و ناشنوایی می زند. تمام اجزاء تخت جمشید و حتی بر اساس نظریات تمام باستان شناسان غربی و داخلی به هنر و تمدن مردم شرق میانه پیش از مهاجرت فرضی آریا ها و هجوم هخامنشیان تعلق دارد ( مثل سردر ها و دروازه های آشوری و بابلی ) و حتی یک جزء ناچیز آن هم هخامنشی نیست. ضمن آن که تخت جمشید با تمام عظمت و یادگار خود از هنر و زندگی ایرانیان کهن ، یک اثر معماری است و نه تمدن. زیرا معماری به خودی خود تمدن نیست ، بلکه جزیی از تمدن است ؛ معماری محصول « پول » و « هنر » است؛ سلطانی ذخایر فنی و مادی مردم سراسر شرق میانه را در پایتخت خود جمع کرده و فرمان داده است برایش کاخ بسازند. امروز نیز اگر کسی سرمایه ای چند میلیون دلاری را به افغانستان منتقل کند می تواند بزرگ ترین و زیبا ترین بنای معماری جهان را در افغانستان بنا کند. اما آیا با این بنا افغانستان پیشرفته و یا دارای تمدنی درخشان و نداشته می شود ؟!

اکنون سئوال تاریخی این جاست که بر سر این اقوام و مردمان پس از هجوم هخامنشیان چه آمده است که برای دوازده قرن در یک سکوت سراسری فرو رفتند و تا دوران ظهور اسلام در صحنه های تاریخی این سرزمین هیچ اثر و یادی از آن ها نیست و حداکثر حضور تاریخی آنان به یک حضور محلی محدود می شود؟ آن مردمی که روزگاری دراز و پس از گذر از اعصار غارنشینی و حجر و ... و گذراندن مراحل مختلف رشد در طول هزاره ها ، تمدن های بابل، آشور، عیلام، لرستان، مارلیک، سیلک، جیرفت، شهرسوخته و ... را خلق کردند ، بنیان تمدن بشری را پایه گذاردند و ریاضیات و نجوم و پزشکی و ... را به مردم جهان عرضه کردند ، دچار چه فاجعه ای شدند که رشد آن ها در تمام ابعاد و برای 1200 سال متوقف گردید؟ و دیگر از آن حضور پیشرفته و شکوفا در دوره های هخامنشی و اشکانی و ساسانی به چشم نمی خورد و تا دوران ورود اسلام ساکت و خاموش اند؟ و آنگاه که به همزمان بودن این سکوت با ظهور هخامنشیان و ماجرای پوریم پی می بریم ، آیا جز این است که این همزمانی ، رابطه علی و معلولی را به ذهن متبادر می سازد و نشان می دهد آن هجوم و کشتار تنها علت عمده این خاموشی است ؟

به همین ترتیب وقتی در موزه ها و غیر از آن ، به میراث فرهنگی و هنری ایران در دوران بعد از اسلام نگاه می کنیم ، مجددا شاهد حضور تاریخی و فعال ایرانیان هستیم و آن مردمی که در طول 12 قرن گذشته خاموش بودند ، در این دوران از نو زندگی مدنی خود را از سر گرفته اند و سرزمین ایران دوباره صاحب مدنیت،هنر،دانش،عالم و ... است. در این مقطع نیز یک رابطه زمانی و علی ومعلولی میان ظهور اسلام و پایان دوران سکوت مردم ایران و شرق میانه به چشم می خورد. برای دریافت درخشش تاریخی این مردمان تنها کافی است یک جزء کوچک از این اقیانوس هنر و تمدن ایران در دوران بعد از اسلام یعنی هنر خوش نویسی را نگاه کنیم تا نیک دریابیم که ایرانیان حتی در خارج از ایران و از جمله در هند ، بر حسب شرایط و ذوق خود چه ذخایر فرهنگی و هنری شکوه مندی خلق کردند که هنوز هم برخی از ابعاد آن در جهان بی نظیر است. حال خواننده این یادداشت خود به میزان تعصب و سفاهت دلقک دربار شاه سابق یعنی حضرت استاد شجاع الدین شفا پی ببرد که حتی بی توجه به اسم خود ، دوران بعد از اسلام ایران را با یک لج بازی کودکانه ، دوران 14 قرن سکوت نامیده است!!!!

اما راه حل دوم ، یافتن پاسخ این سئوال است که چرا ایرانیان از تمام این دوران به اصطلاح شکوه و عظمت تمدن ایران باستان که فقط بخش هخامنشی آن طبق قرائت ایران شناسان غربی و سرسپردگان داخلی آنان چشم های تمام دنیا را خیره کرده است !!!! حتی یک چهره در حوزه های علمی و فرهنگی به جهان عرضه نکرده اند ؟! و چرا ما از تمام این دوران مثلا یک سقراط،ارسطو،افلاطون،ابن سینا،بیرونی،فارابی و ... نداریم ؟؟ بر این مردم در این دوازده قرن چه رفته است که نتوانسته اند بر خلاف سایر همسایگان خود و تمدن های همزمان دیگر مانند یونان و چین و هند چهره هایی در علم و حکمت و هنر به جهان عرضه کنند؟ آقای کاوه می فرمایند برای دیدن عظمت !!!! تمدن هخامنشی فقط کافی است به این دوره نگاه کنیم ، اما نمی دانیم ایشان در این نگاه غیر از یک نظام میلیتاریزمی محض چه چیزی دیده اند که آن را دوران تمدن فرض می کنند؟ و آیا جز این است که به عنوان مثال فعل « دار زدن » و « چشم درآوردن » و « گوش بریدن » از افعال پر کاربرد در کتبه بیستون داریوش کبیر !! هستند؟ البته در قصه های ساخته شعوبیه در دوران بعد از اسلام ، در کنار اسامی تخیلی بهمن کیانی و جمشد و انوشیروان عادل و ... ، چهره هایی از حکمت مانند بوذرجمهر حکیم و آن هم تنها منحصر به دوره ساسانی به چشم می خورد ، اما اگر از این قصه های کودکانه فراتر برویم و طبق آدرس آقای کاوه به عنوان نمونه در جست وجوی چهره های علمی در دوره هخامنشی برآییم ، آیا چیزی خواهیم یافت؟ البته اگر شعوبیه در آن زمان هخامنشیان تازه کشف شده را می شناختند ، حتما و بدون شک در مورد آن ها نیز داستان های خواندی فراوانی دال بر وجود کتاب و حکیم و ... در زمان آن ها تدارک می دیدند!!!! تامل بدون تعصب و سیاسی نگری در این نکات می تواند نشان دهد که در درستی و صحت ساخته های ایران شناسان و شرق شناسان تردید بسیار می توان روا داشت.

باستان پرستان و روشنفکران به اصطلاح ملی گرای ما که ذهن شان به مفاخرات پوچ ساخته ایران شناسان غربی آلوده شده است ، همه جا با افتخار نظامی گری زمان هخامنشیان را ستایش می کنند و هوار می زنند که در دوران آن ها وسعت آن مثلا امپراطوری تا به کجا ها که نمی رسیده است!!! اینان از خود نمی پرسند فرستادن نیزه و شمشیر به سرزمین مردمان دیگر و تجاوز و آدم کشی به نام آزادی و غیره چه افتخاری دارد و چگونه می تواند تمدن ساز باشد؟ امروز نیز ایالات متحده آمریکا به نام آزادی و دمکراسی ، قرنی است که در گوشه و کنار جهان به تجاوز و تخریب و جنایت و شکنجه و ... مشغول است. اما به راستی فرستادن این سربازان و تسلیحات همانند نیزه های هخامنشیان به سرزمین های دیگر چه تمدنی را خلق می کند و چه موجبی برای افتخاری دارد؟

مردم هند را نگاه کنیم که هزاران سال است در کمال آرامی و بدور از هر گونه هیاهو یکی از غنی ترین و درخشان ترین تمدن های جهان را بنیان گذاردند ، بارها مورد هجوم اقوام بیگانه قرار گرفتند ، هرگز هیچ نیزه ای به هیچ سرزمینی نفرستادند ، اما امروز نه از کسی و چیزی طلبکارند و نه مثل ما بر اساس آن مفاخرات قلابی مدعی اند هنر نزد هندیان است و بس !! و نه باز هم مثل ما به دنبال مسئولان وضعیت کنونی خویش در 1400 سال پیش می گردند!

 

+ نوشته شده در دوشنبه، 29 تیر، 1383 ساعت 21:0 توسط عارف گلسرخی 

 

 http://wwww.naria.ir/view/1.aspx?id=360

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ