rel="SHORTCUT ICON">
وبلاگ icon
X
تبلیغات
رایتل

ستارگان دروغ و خیانت

   

پشت پرده گردانندگان فرقه های مذهبی،گروه های سیاسی- اجتماعی


تورات و انجیل؛ از وحی منزل الهی و هدایتگر تا انسان نوشته ضلالت 


قرآن؛ تنها راهنمای هدایت،سعادت و تنها کتاب معتبر آسمانی حال حاضر 


فرهنگ و تمدن ایران: دروغ های باستان شناسان و مورخان خارجی


فرهنگ و تمدن بشری ؛ بازیچه ی دست مثلا روشنفکران بین المللی 


هویت ایرانی؛ تمسخر هویت هموطنان توسط بی وطنان بی هویت 


پوریم؛پاشنه آشیل توطئه های جهانی، شاه کلید سوالات بی پاسخ انسانی 


سیاست، حربه پشت پرده مزدوران خبیث برای دکوربندی دموکراتیک تبلیغی 


مسایل متفرقه تاریخ و فرهنگ و ادب و سیاست ایران و مذاهب و ادیان   به همراه مطالب خاص تازه واردان و نخستین بازدید کنندگان

 


______________________________________________________________


   اسلام و شمشیر   ترکی و فارسی   قلم و نگارش کتیبه بیستون   حمله اعراب  آنوسی خاخام  دانشگاه شیکاگو

______________________________________________________________


مختصری در باب اورارتو ، ترک و آذری،سومریان، اشکانیان، ایلامیان

 

سلام و یادداشت برای آقای آذری.

 

چندی پیش به سئوالی مشابه، به میزان نسبتا کافی و با استفاده از اسناد موجود جواب دادم. اگر به آرشیو وبلاگ رجوع کنی حتما آن را خواهی یافت. مختصر این که «اورارتو» و «ترک» و «آذری» را دقیقا نمی توان یک مقوله ی واحد شناخت. زیرا زمان تاریخی برآمدن آن ها یکسان نیست و هنوز تحقیقات دست اول مستقل و منطقه ای نیز در اثبات پیوند این سه نام با یکدیگر صورت نگرفته است. به گمان من مورخین کنونی آذربایجان نیز در سده ی اخیر بیش تر به دنبال افسانه های بزرگ و خیال نواز و دل خوشی آور برای آذری های ایران بوده اند، نه جست و جوی جدی روشنگر. چنان که نام آورترین آن ها در انتساب سومری ها و اشکانیان به آذری های کنونی قلم زده اند که به گمان من هر دو تصور نادرست و نارساست و در موضوع اشکانیان اینک دیگر قضیه کاملابرملا شده است.

با این همه در آن یادداشت هم نوشته بودم که در کتیبه های اورارتویی، مثلا کتیبه ی قریه ی بسطام در اطراف خوی و ماکو اسامی سرداران و مکان های جغرافیایی، ترکی است. مثلا صاحب کتیبه خود را «روسا» فرزند «آرگیشتی» معرفی می کند و در کتیبه ای دیگر نام سرزمینی «پو لو آدی» ذکر شده است که به گمان من «آرگیشتی» یک واژه ترکی و به معنای «دورکننده ی دشمن شرور» است.

متاسفانه در حال حاضر یک نیروی مهاجم و متعصب و سخت باستان پرست در ارکان و ارگان های مسئول جمهوری اسلامی جا خوش کرده و اثر حضور آنان در همه جا دیده می شود و تا وضع چنین است تحقیقات جدی درباره بومیان و تمدن های کهن پیش از فارسیان نامیسر است. آن ها در تحریک اقوام ایرانی علیه یکدیگر حرفه ای شده اند و لحظه ای از فعالیت باز نمی مانند. مثلا بیش از چند سال است که شهر مسجد سلیمان گرفتار نشت گاز، تکان های شدید زمین و گرفتاری های دیگر است به طوری که کوچ های جمعی آن را از صورت شهر خارج کرده است. اما کسی کم ترین توجهی به این شهر کهن و باستانی ایران که بخشی از ایلام قدیم است، ندارد. نماینده ی مسجد سلیمان همین امروز در مجلس می گفت با وجودی که تکان های زمین در مسجد سلیمان مداوم تر و قدرتمند تر شده، حتی از ارسال چادر به آن منطقه نیز ابا دارند. در حالی که باز هم از تلویزیون شنیدم که تعداد بازماندگان بم و توابع کم تر از چهل هزار نفرند ولی تاکنون ۹۵۰۰۰ چادر در میان آن ها تقسیم شده است، یعنی هر نفر ۵/۲ چادر!!!! و چنان که دیدیم تقریبا تمام بزرگان جمهوری اسلامی درکشیدن دست نوازش بر سر بازماندگان بم بر یکدیگر پیشی می گرفتند که بسیار ضروری و التیام بخش بود ، اما باید از یاد نبرد که قانون اساسی سهم مردم ایران را از هر زبان و نژاد و قوم و قبیله  در بهره برداری از امکانات و در برابر قانون، لااقل در ۵ ماده، یکسان گرفته است.

از همه مضحک تر این که باز هم از مذاکرات مجلس شنیدم قرار است شهر مسجد سلیمان را به حومه ی آن منتقل کنند و نامی که برای این شهر جدید انتخاب شده «پارسوماش» است!!!!!!! این ها همه نشان می دهد که چه کسانی واقعا و عملا در ایجاد کینه ی قومی بین اقوام ایرانی عمل می کنند و چه قدرتی دارند. همین ها آن گاه که از ایجاد فضای شبهه و توهین در اطراف من طرفی نبستند، حالا با پر آشوب کردن ذهن تصمیم گیرندگان فرهنگی و از جمله رییس جمهور، که مشهور است زمانی در دفاع از آزادی قلم و بیان از منصب وزارت ارشاد کناره گرفته، سرانجام مانع انتشار ادامه ی این کتاب ها شده اند و من حتی نام رهبر و اداره کننده ی این ستیزه را می دانم و از شیوه های عمل او باخبرم و حتی به او در این ابراز دشمنی حق می دهم چرا که بخشی از کتاب های من به او و اشتهار و عنوان اش سخت لطمه زد و در حقیقت او مشغول تخلیه ی کینه های شخصی خویش است و همین آشکار می کند که این حضرات علی رغم ادعاهای شان تا چه حد با فرهنگ گفت وگو بیگانه اند. چنان که تمام مطبوعات ایران، که هزار ماشاءالله یکی از آن دیگری دموکرات تر می نماید، کم ترین اعتراضی به این تجاوز وزرارت ارشاد اسلامی به حقوق قانونی و فرهنگی یک صاحب قلم نکرده اند، سهل است که از صمیم قلب نیز شادی می کنند. آن ها که تا دیروز از انتساب این کتاب ها به دستگاه های اطلاعاتی کشور دم می زدند حالا مشغول اند که پاسخی برای این وضعیت جدید بیابند. باید یاد آوری کنم که تنها راه ساکت کردن من حذف فیزیکی است زیرا در غیر این صورت این قلم از ادای وظیفه ی خویش به هر صورتی باز نمی ماند. به حق و صبر بکوشیم و توصیه کنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه، 18 دى، 1382 ساعت 0:31 توسط ناصر پورپیرار 

 

 http://wwww.naria.ir/view/1.aspx?id=327

 

 

 

 

 

 

 

 

افزوده شده در سوم آبان ۱۳۹۱
  
چند مطلب مرتبط، تمام لینک ها در صورت کلیک ساده، در صفحه جدید باز خواهند شد.
  
 
  
  
  
  
  
 
  
 
  
  
 
 
 
 
 
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ